+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:43 توسط سمیه
|
من چه گویم یک رگم هشیار نیست شرح آن یاری که او را یار نیست
(شهركرد، پائينتر از فلكه آبي، سقاخانه ارباب ميرزا) ايجاد سقاخانه در زمان دوره اسلامي بخصوص بعد از واقعه كربلا در سال 61 هجري قمري مرسوم بوده و تاريخچه مفصلي دارد طبق سنت درگذشته افراد نيكوكار و خيرانديش بخاطر عشق و علاقه نسبت به خاندان اهل بيت و بخصوص واقعه كربلا و لقب سقايي ابوالفضل العباس عليه السلام سردار كربلا شيعيان اقدام به ساختن سقاخانهها مينمودند بخصوص در استان چهارمحال و بختياري در شهركرد چند سقاخانه بوده از جمله سقاخانه ارباب ميرزا رياحي است كه قدمت تاريخي دارد و هنوز سرپا است محل آن در كوچه ابومحمد سابق است كه در اواخر دوره قاجاريه بوسيله ارباب ميرزا رياحي دهكردي يكي از افراد معروف خانواده رياحيها و شخصي روشنفكر و با ذوق و اهل فضل بوده بنا شده است و سر در اين بنا با كاشيهاي رنگي اشعار رنگي اشعار محتشم كاشاني در رابطه با واقعه كربلا نوشته شده و در گذشته از چاه مخصوص آب ميشد و در فصول سال مورد استفاده مردم بود. مردم هم با ياد سقاي كربلا «ابوالفضل عباس» به نيت شفا از اين سقاخانهها آب مينوشيدند. روحشان شاد بانيان خير و مردم نيكوكار.
ما در سر خود عشق تو داريم عباس جان را به ره تو ميسپاريم عباس هرگاه دري به روي ما بسته شود رو بر در و درگاه تو آريم عباس